ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
114
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) جاهليت خود كه از آن هجرت كرده بود منزل كند . سليمان بن عبد الرحمن دمشقى از خالد بن يزيد بن ابى مالك ، از پدرش ، از عطاء بن ابى رباح ، از ابراهيم بن عبد الرحمن بن عوف نقل مىكند كه عبد الرحمن مىگفته است * رسول خدا ( ص ) به من فرمود : اى پسر عوف تو از ثروتمندانى و وارد بهشت نخواهى شد مگر افتان و خيزان . به خدا وام بده تا خداوند پاهايت را براى رفتن به بهشت بگشايد . عبد الرحمن بن عوف گفت : از چه قسمتى از اموال خود به خداوند وام دهم ؟ فرمود : از اموالى كه در گذشته به دست آوردهاى . گفت : آيا از همهاش ؟ فرمود : آرى و او چنين تصميم داشت كه پيامبر ( ص ) به او پيام داد جبرئيل مىفرمايد به پسر عوف دستور بده از ميهمانان پذيرايى كند و بينوايان را خوراك دهد و به آنان كه سؤال مىكنند عطا كند و نخست از عائلهمندان آغاز كند ، و اگر چنين كند موجب تزكيه اموال او خواهد بود . عبد الله بن جعفر رقّى از ابو المليح ، از حبيب بن ابى مرزوق نقل مىكند * كاروانى از عبد الرحمن بن عوف به مدينه رسيد ، قضا را مردم مدينه در آن هنگام در سختى و گرفتارى مالى بودند ، عايشه پرسيد اين كاروان چيست ؟ گفتند : كاروان عبد الرحمن بن عوف است كه باز آمده است ، عايشه گفت : همانا خودم از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود گويى عبد الرحمن بن عوف را بر صراط مىبينم كه گاهى به سوى دوزخ خم مىشود و گاهى مستقيم حركت مىكند تا از آن بگذرد و شايد هم نگذرد . گويد ، چون اين خبر به عبد الرحمن بن عوف رسيد گفت : تمام اين شتران و آنچه بر آنها بار است صدقه باشد . گويد ، كالاهاى كاروان از شتران كاروان پر ارزشتر بود و تعداد شتران پانصد شتر بود . عبد العزيز بن عبد الله اويسى مدنى و احمد بن محمد بن وليد ازرقى مكى هر دو از ابراهيم بن سعد ، از محمد بن اسحاق ، از محمد بن عبد الرحمن بن عبد الله بن حصين ، از عوف بن حارث ، از قول ام سلمه همسر پيامبر ( ص ) نقل مىكنند كه فرموده است * آن كسى كه پس از من عهدهدار كارها و مواظبت شما خواهد بود نيكوكار و راستگو است ، پروردگارا به عبد الرحمن بن عوف از سلسبيل بهشت بياشامان . احمد بن محمد ازرقى در حديث خود در دنبالهء اين سخن مىگويد : برخى از خويشاوندان من كه از فرزندزادگان عبد الرحمن عوفند مىگويند او اموال كيدمة را كه سهم او از مزارع بنى نضير بود به چهل هزار دينار فروخت و آنها را بر همسران رسول خدا تقسيم كرد . عبد الملك بن عمرو عقدى از عبد الله بن جعفر ، از ام بكر دختر مسور نقل مىكند